در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
rack (bicycle)
محل پارک دوچرخه
rack (luggage)
باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار
rack (roof) [car]
باربند [اتومبیل]
rack railway
راهآهن کوهستانی
racked – in surface dressing
روکش سطحی با دو لایه مصالح سنگی
racking
لاریز، هشتهگیر پلهای (بنایی)، خوابیدن (قاب)
racking back
لاریز، هشتهگیر پلهای (بنایی)
racking resistance
مقاومت در برابر خوابیدن (قاب)
radar
رادار، راداری، (مربوط به) رادار
radar (collision warning)
رادار هشداردهنده، تصادم
radar (speed)
رادار سرعتسنج
radar gun
رادار دستی، رادار تفنگی
radar speed control
کنترل سرعت به وسیله رادار
radar speed meter
رادار سرعتسنج
radial
شعاعی، پرتوی، ستارهای
radial flow
جریان شعاعی (هیدرولیک)
صفحه 1130 از 1667