در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

quarry

معدن (سنگ، شن و ماسه)، کندن (معدن)، استخراج کردن (سنگ)، کاوش کردن، کنکاش کردن، جستجو کردن

quarter

ربع، یک چهارم، چهار یک، پانزده دقیقه، فصل، سه ماه، جهت، سو، سمت، منطقه، ناحیه، محله، کوی، گروه، حمایت، چهار قسمت کردن، اسکان دادن، منزل دادن

quay

اسکله، بارانداز

quench

خاموش کردن (آتش، شعله)، آب ریختن، رفع کردن، فرونشاندن، زایل کردن، سرد کردن، در آب فرو بردن

صفحه  1127  از  1667