در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
punish
مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن
punishment
مجازات، کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت
pupil [eye]
مردمک [چشم]
pupil [student]
دانشآموز، محصل، شاگرد
purchase
خرید، ابتیاع، خریدن، خریداری کردن، کسب کردن، به دست آوردن، حاصل کردن
purchase (compulsory land)
خرید اجباری زمین، تملک اجباری زمین
purchase (compulsory)
خرید اجباری
purchase (hire)
به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک
purchase (land)
خرید زمین، تملک زمین
purchase (lump sum)
خرید به قیمت مقطوع، خرید به قیمت مقاطعهای
purchase act (compulsory)
قانون خرید اجباری
purchase notice (compulsory)
اطلاعیه (اخطار) خرید اجباری
purchase of vehicle
خرید وسیله نقلیه
purchase order
سفارش خرید، دستور خرید
purchase order (compulsory)
سفارش خرید اجباری
purchase price
قیمت خرید
صفحه 1122 از 1667