در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

punish

مجازات کردن، کیفر دادن، به مجازات رساندن، تنبیه کردن، آزار دادن، آزار رساندن

punishment

مجازات،‌ کیفر، جزا، تنبیه، جریمه، صدمه، خسارت

purchase

خرید، ابتیاع، خریدن، خریداری کردن، کسب کردن، به دست آوردن، حاصل کردن

purchase (hire)

به اقساط (خریدن، پرداختن)، اجاره به شرط تملیک

صفحه  1122  از  1667