در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
pulse (electric)
پالس الکتریکی، ضربان الکتریکی
pulse (electronic)
پالس الکترونیکی
pulverization
آسیاب کردن، ساییدن، به صورت گرد در آوردن
pulverize
آرد کردن، پودر کردن، آسیاب کردن، ساییدن
pulverized fuel ash
خاکستر بادی، نرمه خاکستر
pulverizer
گردساز
pump
تلمبه، پمپ، تلمبه زدن، پمپاژ کردن، بنزین زدن
pump (fire)
تلمبه آتشنشانی
pump (petrol)
پمپ بنزین
pump (water)
پمپ آب
pumping
پمپاژ، تلمبهزنی
pumping station
ایستگاه پمپاژ، تلمبهخانه
punch
سوراخکن، دستگاه پانچ، منگنه، سوراخ کردن، پانچ کردن
punched card
کارت پانچ
punched tape
نوار پانچشده، نوار سوراخشده
puncture
پنچری، سوراخ، سوراخشدگی، سوراخ کردن، پنچر کردن، سوراخ شدن، پنچر شدن
صفحه 1121 از 1667