provide تهیه کردن، فراهم کردن، مهیا کردن، آماده کردن، تدارک دیدن، شرایط کردن، مقرر کردن، قید کردن، تصریح کردن
provision تهیه، تدارک، آمادهسازی، فراهمسازی، تأمین، پیشبینیهای لازم، اقدامات لازم، شرط، قید، قرار (قرارداد یا قانون)