در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
auto repairman
تعمیرکار اتومبیل
auto restricted zone
مناطق ممنوعه برای ورود اتومبیل
autobahn
اتوبان، بزرگراه بین شهری، آزادراه، شاهراه
autobus
اتوبوس
autochthonous deposit - indigenous deposit
نهشت برجا
autochthonous fold - rooted fold
چین برجا
autochthonous rock
سنگ برجا
autoclave
دستگاه ضد عفونی، اتوکلاو
automated a/
اتوماتیک، خودکار، غیرارادی، ناخودآگاه، حتمی، اجتنابناپذیر
automated design
طراحی خودکار
automated shutdown
خواباندن خودکار
automated transport system
سیستم حملونقل خودکار
automatic a/
اتوماتیک، خودکار
automatic barrier
راهبند خودکار
automatic break out cathead
طبلک چپ خودکار
automatic cash desk
دستگاه خودکار دریافت پول
صفحه 111 از 1667