در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

production

تولید، ساختن، استخراج (نفت و ...)، تهیه، محصول، فرآورده، میزان تولید

productive

فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده‌، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی

productivity

سازندگی، قدرت تولید، توان تولید، بازدهی، حاصلخیزی، باردهی، بهره‌وری (اقتصادی)

profession

شغل، حرفه، کار، پیشه، صنف، ادعا، دعوی‌، اظهار، ابراز، اعتراف، اقرار

professional

حرفه‌ای، (مربوط به) حرفه، شغلی، استادانه، ماهرانه، باتجربه، آدم حرفه‌ای، متخصص

«‹ ۱۱۰۰  ۱۱۰۱  ۱۱۰۲ ۱۱۰۳ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۱۰۲ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰