در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

preventive a/

احتیاطی، احتیاط‌آمیز، پیشگیرانه، بازدارنده، (مربوط به) پیشگیری، پیشگیر، اقدام احتیاط‌آمیز

previous

پیش، قبل، پیشین، قبلی، سابق

price

قیمت، بها، نرخ، قیمت‌ گذاشتن، قیمت تعیین کردن، قیمت‌گذاری کردن، قیمت تخمین‌ زدن، ارزش تعیین کردن، برچسب قیمت زدن

صفحه  1090  از  1667