در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

prevail

غالب بودن، غلبه داشتن، فراگیر بودن، رواج داشتن، متداول بودن، غالب بودن، غالب آمدن، غلبه کردن

prevailing

غالب، رایج، شایع، متداول، فراگیر، حاکم، همیشگی (باد)

prevent

جلوگیری کردن، پیشگیری کردن، مانع شدن، متوقف کردن، ممانعت کردن

prevention

پیشگیری، جلوگیری، ممانعت، منع

prevention campaign

فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمان‌یافته به منظور پیشگیری

صفحه  1089  از  1667