در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

preempt

پیشی جستن، پیش‌دستی کردن، اشغال کردن، تصرف کردن، جلوگیری کردن، مانع شدن، سد ایجاد کردن

preemption

تقدم، پیش‌دستی، حق تقدم خرید، جلوگیری، پیشگیری

صفحه  1083  از  1667