در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

practice

عمل، تمرین، تکرار، تمرینی، تجربه، کار معمول، عادت، روال معمول، رسم، عرف، تمرین کردن، تکرار کردن، اشتغال داشتن، عمل کردن، به کار بستن، به کارگرفتن، به کار بردن

pragmatism

عمل‌گرایی، پراگماتیسم، گرایش به عمل، واقع‌بینی، واقع‌گرایی

صفحه  1081  از  1667