در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

practicability

قابلیت اجرا، قابلیت کاربرد، عملی بودن، قابل اجرا بودن، قابلیت تردد، قابل عبورومرور بودن (جاده)

practicable

عملی، شدنی، ممکن، قابل اجرا، قابل عبورومرور، قابل تردد (جاده)، مناسب خوب

practical

عملی، مناسب، مفید، واقعی، حقیقی‌، اصلی

صفحه  1080  از  1667