در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

position

جا، مکان، محل، جایگاه، موضع، مقر، موقعیت مناسب، وضعیت مناسب، حالت، وضع، نظر، عقیده، رأی، موقعیت، وضعیت، شرایط، مقام، پایگاه، مرتبه، شغل، پُست، گذاشتن، مستقر کردن، قرار دادن، نصب کردن

position (rest)

وضعیت ساکن، وضعیت استراحت، استراحتگاه

positive

مشخص، دقیق، روشن، واضح، صریح، مطمئن، سودمند، مثبت، عملی، قطب مثبت (برق)، صفت مثبت، ویژگی مثبت

possible

ممکن‌، امکان‌پذیر، میسر، مقدور، محتمل، عملی، احتمالی، معقول، موجه، مناسب

post

تیرک، تیر، ستون، محل شروع، محل پایان، مقام، پُست، سِمَت، شغل، پاسگاه، قرارگاه، مراسلات، مرسولات، محموله‌های پستی، صندوق پست، شرکت پست، چسباندن، نصب کردن (اعلامیه، آگهی)، آگهی‌دادن، اعلان کردن، منصوب کردن، گماردن، پست کردن، با پست فرستادن

«‹ ۱۰۷۴  ۱۰۷۵  ۱۰۷۶ ۱۰۷۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۷۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰