در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
policy (road safety)
سیاست ایمنی راه
policy (transport)
سیاست حملونقل
policy (transportation)
سیاست حملونقل
policy maker
سیاستگذار، تصمیمگیرنده سیاسی
policy making
تعیین خطمشی، سیاستگذاری
policy making process
فرآیند تعیین خطمشی، فرآیند سیاستگذاری
policyholder
بیمهگذار، دارنده بیمه
polish
صیقل، جلا، صیقلکاری، پرداخت، جلا دادن، برق انداختن، صیقل دادن، پرداخت کردن
polish grind
ساب نهایی (بتن)
polished aggregate
سنگدانه صیقلی
polished – stone value
درصد (میزان) صیقلی سنگ
polishing
پرداخت، صیقلیکاری، صیقلی شدن، صیقلی کردن
polishing (accelerated)
صیقلی شدن تسریع شده
polishing (resistance to)
مقاومت در برابر صیقلی شدن
polishing test (accelerated)
آزمایش صیقلی شدن تسریع شده، آزمایش پرداخت تسریع شده
political
سیاسی، مدنی، (مربوط به) سیاست، اهل سیاست
صفحه 1067 از 1667