در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
police station
ایستگاه پلیس، مقر پلیس، پاسگاه
policeman
مأمور پلیس، مأمور انتظامی، ژاندارم
policeman (local)
پلیس محلی
policeman (rural)
پلیس محلی
policeman (sleeping)
سرعتگیر
policeman (State)
پلیس ایالتی
policeman (traffic)
مأمور راهنمایی و رانندگی
policing (traffic)
کنترل ترافیک، مدیریت ترافیک
policy
سیاست، خطمشی، روش، رویه، تدبیر، بیمهنامه
policy (fare)
سیاست تعرفه(گذاری)
policy (fiscal)
سیاست مالی
policy (housing)
سیاست مسکنسازی
policy (insurance)
بیمهنامه، قرارداد بیمه
policy (land)
سیاست (مربوط به) زمین
policy (maintenance)
سیاست نگهداری، رویّه نگهداری
policy (overall)
سیاست کلی
صفحه 1066 از 1667