در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

pole

تیرک، تیر، میله، قطب (آهن‌ربا و زمین)

police

نیروی انتظامی، مأموران انتظامی، نیروهای انتظامی، پلیس، شهربانی، نظمیه، مأموران پلیس، مأموران شهربانی، نظم برقرار کردن، کنترل کردن، اداره کردن، نظارت کردن، زیر نظر گرفتن

صفحه  1064  از  1667