در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plane

سطح، سطح صاف، صفحه، هموار، صاف، مسطح، رنده، هواپیما، درخت چنار، رنده کردن، با رنده صاف کردن، پرواز کردن

plane (datum)

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

planer [USA]

ساب‌زن، رنده [اصطلاح آمریکایی]

planimeter

دستگاه ساب، پهنه‌سنج، رویه‌پیما

صفحه  1051  از  1667