در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

place

جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایه‌گذاری کردن

place (parking)

محل توقف، محل پارک وسایل نقلیه، پارکینگ

صفحه  1046  از  1667