در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
assignment model
مدل تخصیص، الگوی تخصیص
assignment model (traffic)
مدل تخصیص ترافیک
assignment of signature
تفویض حق امضا، واگذاری حق امضا
assignment of traffic of facilities
تخصیص ترافیک به تسهیلات مختلف
assignment process
روند تخصیص، فرآیند تخصیص
assist the injured lv/
امدادرسانی به مجروحین
assistance
یاری، کمک، مساعدت، مشارکت
assistance (give)
امدادرساندن، کمک کردن، یاری رساندن
assistance (technical)
کمک فنی، مساعدت فنی (تخصصی)
assistant
معاون، دستیار، یاور، کمک
assistant director
معاون مدیر
assistant driller
کمک حفار
assistant lecturer
دانشیار
assistant manager
معاون مدیر
associated gas
گاز همراه
associated rocks
سنگ های نفت دار
صفحه 104 از 1667