در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

phantom

وهم، خیال، توهم، مرموز، ناشناس، موهوم، خیالی

phantom effect

اثر فانتوم (شبح)، درک نادرست علامت به علت نور مزاحم (تداخلی)

phase

مرحله، فاز، برهه، دوره، مرحله‌بندی کردن، زمان‌بندی کردن، برنامه‌ریزی کردن

phase (bus) [USA]

فاز اتوبوس (چراغ راهنمایی) [اصطلاح آمریکایی]

«‹ ۱۰۳۴  ۱۰۳۵  ۱۰۳۶ ۱۰۳۷ ›»
۱۶ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۱۰۳۶ از ۱۶۶۷ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰