در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
person (private)
شخص عادی
person (retired)
بازنشسته
person (seriously injured)
شخص دارای جراحت جدی، مجروح شدید
person (slightly injured)
شخص دارای جراحت سطحی، مجروح سطحی
person involved
شخص درگیر
person per vehicle
فرد به ازای هر وسیله نقلیه
person responsible
فرد مسؤول، شخص مسؤول
person trip
سفر فردی، سفر تولید شده به وسیله یک فرد با هر نوع وسیله نقلیه
personal computer
رایانه شخصی
personal effects
وسایل شخصی، لوازم شخصی
personal injured accident
تصادف منجر به جرح، تصادف منجر به آسیب جسمی
personal property
مایملک شخصی
personal trip
سفر شخصی
personal use
استفاده شخصی
personnel
پرسنل، کارمندان، کادر، کارمندان، اداره کارگزینی، اداره امور استخدامی
persons (damage to)
آسیبرساندن به افراد، میزان دخالت افراد
صفحه 1033 از 1667