در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

paying

پرداخت، پرداخت‌کننده، سودآور، پرمنفعت، پرصرفه

payload

ظرفیت مفید، گنجایش بار، بار مفید (کشتی، هواپیما، کامیون و ...)

payment

پرداخت، تأدیه، تسویه، واریز، پرداختی، قسط، دستمزد، حق‌الزحمه، اجرت، مزد، پاداش، تاوان

payment (progress)

پرداخت پیشرفت کار، پرداخت موقت، پرداخت علی‌الحساب، پرداخت مرحله‌ای

payment bond

ضمانت‌نامه پرداخت، تعهد پرداخت

صفحه  1017  از  1667