در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
passing lane [USA]
خط عبوری سبقتگیری [اصطلاح آمریکایی]
passing person
عابر
passing place
محل گذر، محل عبور
passing sight distance [USA]
فاصله دید سبقت [اصطلاح آمریکایی]
passing the stop line
عبور از خط توقف (در تقاطع)
passing zone
محدوده سبقتگیری
passive
منفعل، فعلپذیر، غیر فعال، بدون اختیار، بیعلاقه، بیتحرک
passive detector
شناسگر غیر فعال، شناسگر کنشپذیر
passive earth pressure
رانش مقاوم خاک
passive safety
ایمنی غیر فعال
password
کلمه عبور، اسم رمز (کامپیوتر)
paste
خمیر، مایه، چسب، چسب زدن، چسباندن
paste (cement)
خمیر سیمان
patch
وصله، تکه، قطعه، قواره، محله، ناحیه
patch of ground
قطعه زمین
patch of ice
قطعه یخ، تکه یخ
صفحه 1007 از 1667