در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

passenger load

تعدا مسافران یک واحد نقلیه (اتومبیل، قطار یا هواپیما)

passing

در حال عبور، در حال گذشتن، گذرا، موقتی، اتفاقی، شتابزده، گذشت، مرور (زمان)، عبور (قطار،‌ اتومبیل)، پایان، اتمام، فوت، رحلت

صفحه  1006  از  1667