در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

partnership

مشارکت، شراکت، همکاری، هم‌یابی، شرکت

party

جشن، مهمانی، ضیافت، گروه، دسته، هیأت، طرف، شریک

pass

جواز، مجوز، برگ عبور، کارت ورود (برای اتوبوس، قطار و ...)، گذر، گذرگاه، معبر، عبور کردن، گذشتن، رد شدن، گذراندن، عبور دادن، قبول کردن، تصویب کردن، صادر کردن، اظهار کردن، ابراز کردن

pass holder

دارنده مجوز عبور، دارای مجوز عبور

passage

عبور، گذر، طی، گذشت (زمان)، حق عبور، اجازه عبور، راه، راه عبور، سفر، خرج سفر، پول بلیط، راهرو، دالان، تصویب (قانون، لایحه)

passenger

مسافر، مسافری، مسافربری (مربوط به) مسافر

صفحه  1004  از  1667