در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

invisible

نامرئی، غیرقابل رؤیت، ناپیدا، نادیدنی

invite

دعوت کردن، مهمان کردن، جویا شدن، خواستن، فراخواندن، موجب شدن، برانگیختن، تشویق کردن، ترغیب کردن

invoice

فاکتور، برگه فروش، صورت‌حساب، فاکتور کردن، فاکتور نوشتن، صورت کردن، فاکتور فرستادن

involve

درگیر کردن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، متضمن بودن، شامل شدن، در برگرفتن

involved

درگیر، گرفتار، پیچیده، بغرنج، غامض

صفحه  991  از  2222