در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

investigate

تحقیق کردن، بررسی کردن، مطالعه کردن، رسیدگی کردن

investigator

مأمور تحقیق، مأمور رسیدگی، مأمور بررسی

صفحه  990  از  2222