در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

investigate

تحقیق کردن، بررسی کردن، مطالعه کردن، رسیدگی کردن

investigator

مأمور تحقیق، مأمور رسیدگی، مأمور بررسی

«‹ ۹۸۸  ۹۸۹  ۹۹۰ ۹۹۱ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۹۰ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰