در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

interface

فصل مشترک، سطح مشترک، وجه مشترک، واسطه، واسط، از طریق واسطه به هم متصل کردن، از طریق واسطه به هم متصل بودن

interfere

مداخله کردن، دخالت کردن، تداخل کردن، اختلال ایجاد کردن

interference

دخالت، تداخل، اختلال، پارازیت، تعارض، برخورد

intergreen matrix (stage)

ماتریس زمان‌های حداقل میان ابتدا و انتهای فازهای تداخلی (چراغ راهنمایی)

صفحه  978  از  2222