در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

integrate

ادغام کردن، یکی کردن، تلفیق کردن، تکمیل کردن، کامل کردن، همگانی کردن، انتگرال گرفتن، همگانی شدن، ادغام شدن، یکی شدن، ملحق شدن

integrated

انسجام‌یافته، منسجم، هماهنگ، نظام‌یافته، یکپارچه، مجتمع

integration

ادغام، یکی‌سازی، تلفیق، الحاق، تکمیل، یکپارچگی، انسجام، انتگرال‌گیری

integraty

تمامیت، کامل، یکپارچگی، انسجام

صفحه  971  از  2222