در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
instruct
آموزش دادن، تعلیم دادن، مطلع کردن، آگاه کردن، دستور دادن، توصیه کردن، راهنمایی کردن
instruction
آموزش، تعلیم، درس، آموزه، فرمان، دستور، راهنمایی، توصیه، دستورالعمل، طرز استفاده
instruction book
کتابچه دستورالعمل استفاده، کتابچه راهنمای استفاده
instructor
معلم، مربی، آموزگار
instrument
وسیله، اسباب، آلت، ابزار، دستگاه
instrument (detection)
دستگاه شناسگر، دستگاه آشکارساز
instrument (leveling)
ترازیاب (نقشهبرداری)
instrument (measuring)
وسیله اندازهگیری، دستگاه اندازهگیری
instrument (optical)
ابزار نوری، تجهیزات نوری
instrument (precision of an)
دقت یک دستگاه
instrument (surveying)
وسیله مساحی، ابزار نقشهبرداری
instrument (traffic data)
دستگاه (جمعآوری) دادههای ترافیکی
صفحه 967 از 2222