در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

instability

ناپایداری، بی‌ثباتی، نااستواری

install v/

نصب کردن، کار گذاشتن، سوار کردن، مستقر کردن، جای دادن، منصوب کردن

installation

نصب، کارگذاری، انتصاب، استقرار، تأسیسات، دستگاه

صفحه  965  از  2222