در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

instability

ناپایداری، بی‌ثباتی، نااستواری

install v/

نصب کردن، کار گذاشتن، سوار کردن، مستقر کردن، جای دادن، منصوب کردن

installation

نصب، کارگذاری، انتصاب، استقرار، تأسیسات، دستگاه

«‹ ۹۶۳  ۹۶۴  ۹۶۵ ۹۶۶ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۶۵ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰