در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
inner town
بخش مرکزی شهر
inner tube
تویی، تیوب (تایر)
innocent a/
بیگناه، بیتقصیر، بیغرضانه، از روی سادگی، سالم، بیضرر، خام، بیتجربه
innovate a/
ابداع کردن، نوآوری کردن
innovation
ابداع، نوآوری، ابتکار
inorganic a/
غیرآلی، معدن، کانی
inorganic chemistry
شیمی معدنی
inorganic soils
خاکهای غیر آلی، خاکهای معدنی
input
ورودی، درونداد، وارد کردن، بکارگیری (اطلاعات و ...)، دادهها، مشارکت، سهم
input (data)
وارد کردن دادهها
input data
دادههای ورودی
input form
فرم ورود (اطلاعات به کامپیوتر)
صفحه 962 از 2222