در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
initial velocity
سرعت اولیه
initiative
مقدماتی، اولیه، ابتکار، نوآوری، پیشقدمی، پیشگامی
inject
تزریق کردن، ایجاد کردن، وارد کردن
injection
تزریق
injection (electronic)
تزریق الکترونیکی
injection (grout) [anchor]
تزریق دوغاب [مهار]
injection (under – slab)
تزریق زیر دال
injection engine
موتور تزریقی (انژکتوری)
injunction
دستور، فرمان، ممنوعیت، بازداری، دستور کتبی، حکم دادگاه
injure v/
مجروح کردن، زخمی کردن، آسیب رساندن، صدمه زدن، زیان رساندن، لطمه زدن
injured a/
زخمی، مصدوم، مجروح، آسیبدیده
injured people (picking up of)
بردن مصدومین و مجروحین (با اتومبیل)
صفحه 958 از 2222