در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

infrastructure

زیرساخت، زیربنا، شالوده، بنیاد، تأسیسات زیربنایی

infringe v/

تخطی کردن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تجاوز کردن از، تعدی کردن

infringement

قانون‌شکنی، تجاوز، تعدی، تخطی، نقض

ingress

ورود، دخول، نفوذ، اجازه ورود، راه ورود، ورودی

«‹ ۹۵۴  ۹۵۵  ۹۵۶ ۹۵۷ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۵۶ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰