در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

inflect

خم کردن، تا کردن، کج کردن

inflow

جریان ورودی (آب و ...)، سرازیر شدن (به داخل)

inform v/

اطلاع دادن، مطلع کردن، باخبر کردن،‌ آگاه کردن، تحت تأثیر قرار دادن، اثر گذاشتن

information

اطلاعات، خبر، اطلاع، آگاهی، علم اطلاع‌رسانی، خبررسانی

«‹ ۹۴۹  ۹۵۰  ۹۵۱ ۹۵۲ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۵۱ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰