در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
incident
حادثه، رویداد، واقعه، پیشامد، اتفاق، برخورد، برتابش
incident detection
آشکارسازی حادثه، شناسایی حادثه
incident flux
شار تابشی، جریان تابش
incident light
نور تابشی
incident management
مدیریت رویداد، مدیریت حادثه
incident ray
اشعه تابشی، شعاع تابش
incidental
همراهی کننده، همراه، جزیی، فرعی، اضافی (مخارج)، اتفاقی، پیشبینی نشده
incidental expenses
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
incinerator ash
خاکستر کوره زبالهسوز
incinerator ash (refuse)
خاکستر (حاصل از) سوزاندن زباله
inclemency (winter)
سختی زمستان، سردی زمستان
inclination
میل، شیب، گرادیان، میزان تمایل
صفحه 939 از 2222