در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
inadequate drainage
زهکشی نامناسب، زهکشی ناکافی
inadequate visibility
قابلیت دید ناکافی، قابلیت دید کم
inbound a/
به طرف داخل، به طرف مرکز، درونسوی، رو به وطن، رو به خانه
inbound traffic
ترافیک ورودی
inbound trip
سفر درونسوی، سفر به سمت داخل (منطقه)
incandescence
در اثر گدازش پر نور شدن، نور دادن در اثر حرارت، التهاب، فروزندگی، تابش
incandescent lamp
لامپ رشتهای، لامپ التهابی
incentive
انگیزه، مشوق، محرک، دلیل
incentive (financial)
انگیزه مالی، محرک مالی
inch (bits per)
تعداد بیت در اینچ
incidence
میزان وقوع، درصد وقوع، دامنه (بیماری و ...)، وقوع، تابش، بار اصلی، فشار (مالیات)
incidence (angle of)
زاویه تابش، زاویه فرود
صفحه 938 از 2222