در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
importer
وارد کننده
impose
تحمیل کردن، تکلیف کردن، بستن، وضع کردن (مالیات)، صفحهبندی کردن
impose a fine lv/
جریمه کردن
impound
ضبط کردن، توقیف کردن، مصادره کردن
impounding
آب انداختن (مخزن)، مخزن ذخیره
impracticable shoulder
شانه غیر قابل عبورومرور
impregnate
بارور کردن، حاصلخیز کردن، اشباع کردن، نفوذ کردن، آغشته کردن
impregnation
اشباع کردن، تلقیح (چوب)
imprint
اثر، نقش، نقش انداختن، مُهر کردن، مهمور کردن
imprinted concrete
بتن نقشدار
imprisonment
حبس، توقیف، زندان
improper
نامناسب، بیمورد، نادرست، غلط
صفحه 934 از 2222