در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

impedance

مقاومت ظاهری، مقاومت مرکب، امپدانس، پاگیری (برق)

impede

مانع شدن،‌ سد راه شدن، بازداشتن، جلوگیری کردن

impediment

مانع، سد راه، مشکل، اشکال، اختلال، ناقض قرارداد، نقص (گفتار و ...)

imperial

سلطنتی، شاهنشاهی، (مربوط به) پادشاهی، (مربوط به) امپراطوری، مجلل، باشکوه، شکوهمند، انگلیسی (اوزان، مقادیر)

imperial measure

اوزان و سنجش‌های قانونی کشورهای مشترک المنافع بریتانیا

imperial system [measure]

سیستم انگلیسی، نظام معیارهای سنجش کشورهای مشترک المنافع بریتانیا [واحدها]

impermeability

رسوخ‌ناپذیری، نفوذناپذیری، ناتراوایی

«‹ ۹۳۰  ۹۳۱  ۹۳۲ ۹۳۳ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۳۲ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰