در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

image

نقش، نگاره، شمایل، عکس، مجسمه، تندیس، کپی، مشابه، نسخه دوم، تصویر ذهنی، وجهه، نمونه، سمبل، مظهر، تصویر کشیدن، تصویر کردن، نقش کردن، مجسمه کردن، منعکس کردن، بازتابیدن

صفحه  928  از  2222