در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

house

خانه، منزل، خانواده، دودمان، خاندان، بورس، بازار، بورس، مؤسسه، شرکت، بنگاه، حضار، تماشاچیان، گروه، جمع، جا دادن، منزل دادن، سکنی دادن، جا پیدا کردن، گذاشتن، انبار کردن (کالا)

house (detached)

خانه دور باز، خانه چهار طرف باز، عمارت کلاه‌فرنگی

«‹ ۹۰۹  ۹۱۰  ۹۱۱ ۹۱۲ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۱۱ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰