در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
hit – and – run driver
راننده فراری از صحنه تصادف (بزن و در رو)
hit – and – run offence
تخلف بزن و در رو (در تصادفات رانندگی)
hitch
بستن (طناب، حیوان)، گیر دادن، گیر کردن، اتواستاپ زدن، سواری مفتی گرفتن
hitchhike
اتواستاپ زدن، سواری مفتی گرفتن
hitchhiker
اتواستاپزن
hoard
ذخیره، اندوخته، گنج، گنجینه، دفینه، ذخیره کردن، جمع کردن، انبار کردن
hoarding
حصار، دیوار تختهای، تابلوی نصب اعلانات، محل چسباندن آگهی
hoarfrost
شبنم یخزده، قشر یخ، سرماریزه
hoe
کج بیل، بیل مکانیکی، بیل زدن، کندن، وجین کردن
hoeing
صاف کردن زمین (با کج بیل)
hog
خیز (تیر)
hogback
گرده ماهی، تیزپشته
صفحه 900 از 2222