در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

hitch

بستن (طناب، حیوان)، گیر دادن، گیر کردن، اتواستاپ زدن، سواری مفتی گرفتن

hitchhike

اتواستاپ زدن، سواری مفتی گرفتن

hoard

ذخیره، اندوخته، گنج، گنجینه، دفینه، ذخیره کردن، جمع کردن، انبار کردن

hoarding

حصار، دیوار تخته‌ای، تابلوی نصب اعلانات، محل چسباندن آگهی

hoarfrost

شبنم یخ‌زده، قشر یخ، سرماریزه

hoe

کج بیل، بیل مکانیکی، بیل زدن، کندن، وجین کردن

hoeing

صاف کردن زمین (با کج بیل)

«‹ ۸۹۸  ۸۹۹  ۹۰۰ ۹۰۱ ›»
۱۲ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۹۰۰ از ۲۲۲۲ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰