در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
gypsum
گچ، سنگ گچ
gyration
چرخش، دوران، گردش، ژیراسیون
gyratory a/
دورانی، چرخشی، گردشی
gyratory sher compactor
متراکمکننده برشی دورانی، غلتک برش دورانی
gyratory system
سیستم چرخشی، سیستم دورانی
gyratory traffic
ترافیک گردشی، ترافیک چرخشی
gyroscope
ژیروسکوپ (در کشتی و هواپیما)
H H
H H
habit
عادت، خو، وضعتی (بدن، روح)
habitable
قابل سکونت، قابل زندگی
habitat
زیستگاه، بوم، زیستبوم، محل زیست
hackney carriage
درشکه کرایهای، تاکسی (در بریتانیا)
صفحه 870 از 2222