در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

gyration

چرخش، دوران، گردش، ژیراسیون

gyroscope

ژیروسکوپ (در کشتی و هواپیما)

habit

عادت، خو، وضعتی (بدن، روح)

habitat

زیستگاه، بوم، زیست‌بوم، محل زیست

صفحه  870  از  2222