در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
grider
دستگاه ساب
grider (garbage)
ماشین خرد کردن زباله، آشغالکوب
griding
آسیاب کردن، خرد کردن، ریز کردن، ساییدن، سنگزنی
griding (diamond disk groover)
سمبادهزنی با دیسک الماسی، تراشکاری با دیسک الماسی
griding mill
آسیاب، نرمهساز
grip
گیرایی (پیچ)، چنگک، گیره
grip (loss of) [tyre]
فقدان چسبندگی [لاستیک]
grip of tyres
چسبندگی لاستیکها (به سطح راه)
grip [in verge]
جوی روباز کوچک، جوی زهکش [در کناره راه]
grit
ریگ، شن ریز، درشت ماسهسنگ (زمینشناسی)
grit blasting
شنپاشی
grit box
جعبه ماسه
صفحه 858 از 2222