در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

graduate

فارغ‌التحصیل دانشگاه، لیسانسیه (در بریتانیا)، فارغ‌التحصیل، دیپلمه (در آمریکا)، فوق لیسانس، دکتری، پیمانه مدرج، ظرف مدرج، مدرج کردن، درجه‌بندی کردن، طبقه‌بندی کردن، مدرک دادن، فارغ‌التحصیل شدن، لیسانس گرفتن، دیپلم گرفتن، ارتقا یافتن، به تدریج تغییر دادن

graduated

تدریجی، مدرج، درجه‌بندی شده، طبقه‌بندی شده، تصاعدی (مالیات و ...)

صفحه  847  از  2222