در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

give way (refusal to)

راه ندادن، نپذیرفتن حق تقدم طرف مقابل، امتناع کردن از رعایت حق تقدم

give way lv/

راه دادن، رعایت کردن حق عبور، رعایت کردن حق تقدم، تسلیم شدن، میدان دادن

glacial

(مربوط به) یخچال‌ها، یخچالی، یخ، یخ‌زده، منجمد، خیلی سرد

glacier

یخچال طبیعی، یخ‌رود

glare

نور خیره‌کننده، نور شدید، برق تند، درخشش، به شدت تابیدن، با نور خیره‌کننده‌ای تابیدن، نور خیره‌کننده‌ای داشتن

صفحه  836  از  2222