در حال بارگذاری ...
در مرورگر شما Javascript فعال نیست. برای استفاده بهتر از این سایت آن را فعال کنید.
بیشتر
لغت
توضیح
frontage road [USA]
جاده کناری، جاده فرعی [اصطلاح آمریکایی]
frontal
از جلو، مستقیم، جلویی، پیشین، نما، روکار
frontal collision
برخورد رو در رو، برخورد از روبرو
frontal shock
ضربه (برخورد) از جلو
frontier
مرز، سرحد، ناحیه مرزی، ناحیه سرحدی، مرزی، سرحدی
frontier guard
مرزبان، نگهبان مرزی
frontier post
پاسگاه مرزی
frontier town
شهر مرزی
frost
سرمای زیر صفر، یخبندان، برفک، شبنم، سردی، خشکی، با برفک پوشاندن، باعث برفک زدن شدن
frost (glazed)
لایه نازک یخ
frost (night)
یخزدگی شبانه، یخبندان شبانه
frost (resistance to)
مقاومت در برابر یخزدگی، مقاومت در برابر یخبندان
صفحه 807 از 2222